چه خوب است با آمدن نام بقیه ا.. برای شادی دل آقا از جای خود بایستیم.

لحظهي ديدار نزديك است.
باز من ديوانه ام مستم.
باز مي لرزد دلم، دستم.
باز گوئي در جهان ديگري هستم.
هاي!نخراشي گونه ام را تيغ.
هاي! نپريشي صفاي زلفم را دست.
و آبرويم را نريزي، دل.
لحظهي ديدار نزديك است.
اخوان ثالث
به ياد او كه در يكي از همين فردا ها خواهد آمد. در جمعه اي سپيد يا شايد هم سبز.
